تبلیغات

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نظر سنجی

پر بازدیدترین های هفته

دسترسی سریع

 

 

جدول لیگ برتر

جدول لیگ 1

 

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی، افلاک ورزشی ، چند صباحی است است شاهد اتحاد نانوشته طوایف حوزه انتخابیه خرم آباد و چگنی بر علیه کاندیداهای سلسله تبار (حسنوند) حاضر در انتخابات مجلس شورای اسلامی هستیم. اتحاد برای رای نیاوردن سردار نظری و انتخاب ایمانی،  اتحاد برای رای نیاوردن ملکشاهی و فرستادن آقامحمدی به مجلس تنها دو مورد از نمونه هایی هستند که در آن شاهد اتحاد نانوشته اکثریت قریب به اتفاق طوایف استان لرستان بر علیه کاندیداهای منتسب به طایفه حسنوند هستیم. متاسفانه این اتحاد بر علیه کاندیداهای منتسب به الشتر در شهرستان نورآباد نیز به شدت نمود پیدا کرده است.
پدیده شوم سیاسی - اجتماعی بی اعتمادی جمعی به یک طایفه خاص که چند سالی است شاهد تاثیرات ملموس آن بر نتایج انتخابات در جای جای لرستان هستیم، قطار توسعه استان را از مسیر اصلی خود خارج و دیار ما را از پتانسیل نیروی انسانی قوی و خوش فکر برخی از طوایف و ایلات محروم و آتش طایفه گرایی در انتخابات استان را شعله ور تر کرده است.
این پدیده شوم که در هر دوران به سراغ یک طایفه خاص می آید،  در چند دوره اخیر انتخابات مهمان ناخوانده طایفه حسنوند بوده است. به راستی دلیل این موضع گیری همگانی بر علیه حسنوند ها چیست؟  چه اشخاص، گروه ها یا نهادهایی در شکل گیری این بی اعتمادی دخیل هستند؟  چرا اکثریت مردم خرم آباد و حتی نورآباد نمی توانند به نخبگان حسنوند و الشتری تبار برای نمایندگی خود اعتماد کنند؟  چرا در هر دوره تاریخی یکی از طوایف لرستان مورد خشم و بی اعتمادی طوایف دیگر قرار می گیرد؟  از نظر نگارنده،  در مورد شکل گیری پدیده سیاسی - اجتماعی "نه به طایفه حسنوند"  دلایل مختلفی از جمله فرهنگ قومی قبیله ای، شیطنت های انتخاباتی طوایف رقیب و... قابل ذکر است؛ اما مهم ترین دلیل این پدیده را می توان تمامیت خواهی تعداد محدودی از فعالین انتخاباتی اصلاح طلب طایفه حسنوند دانست. این فعالین انتخاباتی که آبروی طایفه را برای منافع خود به گروگان گرفته اند مانعی بر سر راه رشد نخبگان بی شمار این طایفه تحصیل کرده و در نتیجه کند شدن روند توسعه استان شده اند.
این تمامیت خواهی و نگاه به انتخابات از عینک طایفه موجب بی اعتمادی نخبگان سیاسی سایر طوایف به تصمیمات فعالین انتخاباتی حسنوند شده است. به عنوان مثال در بحث شکل گیری شورای سیاستگذاری اصلاح طلبان که موجی از امید در میان نخبگان استان برای تغییر شرایط موجود ایجاد کرده بود؛ بخشی از فعالین انتخاباتی حسنوند باز هم با نگاهی کاملا طایفه گرایانه بدعتی نو در جریان اصلاح طلبی استان ایجاد کرده و شهر خرم آباد را به مجمع الجزایر اصلاح طلبان تبدیل کردند.  این افراد که بدون طی کردن هیچ ساز و کار دموکراتیکی یک شبه خود را به عنوان شورای اصلاح طلبان سلسله و دلفان و متولی خودخوانده جریان اصلاح طلبی ایل بزرگ حسنوند معرفی کردند؛ یک بار دیگر فرصت آشتی دیگر طوایف با این ایل بزرگ و با استعداد را گرفتند.


هرچند جرقه اصلی شکل گیری شوراهای اصلاح طلبان جنوب، چگنی و... شورای سلسله و دلفان مقیم خرم آباد بود ولی دیگر شوراهای مشابه عملکردی به مراتب بهتر ومنطقی تر از شورای سلسله داشتند. در حالی که در جنوب شاهد نام گذاری شورا با یک مشخصه جغرافیایی تحت عنوان شورای اصلاح طلبان جنوب خرم آباد بودیم، در شمال شهر نامگذاری طایفه ای این شورا موجب ایجاد این تصور شد که سلسله و دلفانی های مقیم خرم اباد خود را بخشی از شهروندان خرم آبادی محسوب نمی کنند و این نامگذاری بدون تفکر باز هم بر اتش طایفه گرایی افزود.  در حالی که بخش قابل توجهی از شورای اصلاح طلبان جنوب از ایل بالاگریوه بودند ولی خروجی خرد جمعی آن ها یک کاندید غیر بالاکریوه و لک زبان به نام صیدمحمدخان بیرانوند بود. از سوی دیگر،  شورای اصلاح طلبان چگنی در رای گیری شورای سیاستگذاری اصلاحات با وجود حضور گزینه هم طایفه ای خود در شورا (آقای عزت رضایی چگنی) با عبور از دیدگاه های طایفه گرایانه به کاندیدای هم طایفه ای خود رای نداد.  این در حالی است که هیچ تحلیل گر سیاسی حتی به ذهنش خطور نمی کرد که خروجی شورای اصلاح طلبان سلسله و دلفان مقیم خرم آباد یک نفر غیر از طایفه حسنوند باشد.
بعد از برگزاری انتخابات نیز شمارش تک به تک صندوق های رای و قرار نگرفتن دیگر گزینه اصلاح طلبان یعنی دکتر بیرانوندی در میان نفرات اول صندوق های مناطق حسنوند نشین نشان داد که این شورا موفقیت چندانی در ترغیب طایفه خود در رای دادن به لیست امید نداشته است که این مساله را می توان دال بر جایگاه ضعیف اعضای این شورا در میان ایل حسنوند دانست. نگاهی گذرا به برخی از صندوق های رای حوزه های نفوذ طایفه حسنوند مثل سراب تلخ (به ترتیب آرا مومنی، ملکشاهی و...)، رباط دارحوض (به ترتیب ملکشاهی،  فتح الله حسنوند،  مومنی و....)،  مدرسه توحید فاز یک کیو (به ترتیب مومنی، عبدی، ملکشاهی و...)، امام جعفر صادق دره گرم (به ترتیب مومنی، ملکشاهی،  محمدی نیا و...) بیانگر این واقعیت است که شورای اصلاح طلبان سلسله و دلفان در زمینه کسب آرا برای دیگر کاندیدای اصلاحات یعنی دکتر بیرانوندی، کاملا ناکام بوده است. در مقابل، شاید یکی از دلایل اصلی اقبال کمتر سایر طوایف به جوان خوش فکری مثل بهزاد مومنی را می توان این واقعیت دانست که او از بستر یک شورای کاملا طایفه گرایانه به میدان انتخابات معرفی شد و اگر دخالت ها و نگاه های طایفه گرایانه شورای سلسله و دلفان مقیم خرم آباد نمی بود شاید امروز شاهد حضور بهزاد مومنی در دور دوم انتخابات نیز می بودیم. به واقع این شورا با تقویت وجهه طایفه ای کمپین انتخاباتی بهزاد مومنی بیش از این که مومنی را یک اصلاح طلب حسنوند تبار معرفی کند یک حسنوند تبار اصلاح طلب معرفی کرده و موجب عدم پذیرش وی توسط سایر طوایف گردید. اما در مقابل، شورای اصلاح طلبان جنوب با کمرنگ تر کردن جنبه طایفه ای گزینه خود توانست در خارج از طایفه بیرانوند در بخش های پاپی، چگنی، بالاگریوه و... رای بالایی را برای صیدمحمد خان کسب کند.
از سوی دیگر، شورای سلسله و دلفان مقیم خرم آباد، بهزاد مومنی را با ارائه فرضیه رای نیاوردن ملکشاهی و تضعیف جایگاه رقیب سنتی اصول گرایان در داخل طایفه حسنوند به شورای سیاستگذاری معرفی کرد؛ ولی اقدامات خام و فقدان نگاه استراتژیک در میان این شورا موجب شکست درون طایفه ای این شورا و تحقیر کلیت جریان اصلاحات شهرستان و حتی استان گردید. این تحلیل غلط موجب شد علاوه بر عدم راهیابی گزینه اصلاحات به مرحله دوم،  رقیب درون طایفه ای آنها نیز شکست شورای سلسله و دلفان را در افکار عمومی به عنوان شکست تمامیت جریان اصلاحات تعبیر کرده و با این شانتاژ تبلیغاتی به بازتولید خود اقدام و با قدرت بیشتری وارد دور دوم انتخابات شود.
به عبارتی دقیق‌تر،  این انشعابات در درون جریان واحد اصلاح طلبی نوعی طایفه بازی با چهره اصلاح طلبی بود. این حرکات و حرکات مشابه تلاش دارند گفتمان اصلاح طلبی به عنوان یک مقوله معرفتی را از طریق طایفه گرایی به عنوان یک مقوله هویتی به پیش ببرند؛ غافل از اینکه دست یابی به یک مقوله معرفتی و فکری از کانال های صرفا هویتی تلاشی بی ثمر و به مثابه بستن افسار شتر به دم خر است.
روش اصلاح طلبی برخی از دوستان ما با زیر سوال بردن فلسفه اصلاحات به یکی از دلایل اصلی شکست جریان ریشه‌دار اصلاح طلبی در استان تبدیل شده است.
یکی از معضلات اصلی رفتار انتخاباتی مردم استان لرستان که نیاز به اصلاح اساسی در آن احساس می شود نگاه طایفه گرایانه است ولی برخی از فعالین سیاسی استان به جای اینکه از سنت یک خوانش مدرن انجام دهند؛ برای حصول به منافع طایفه ای خود اقدام به خوانش های تحجر آمیز از مدرنیته کرده اند که در نتیجه آن تفکر اصلاحات برای طایفه گرایی هزینه می شود.
آنهایی که با نگاهی تقلیل گرایانه برای اصلاح طلبی مرزهای طایفه ای تعریف کرده اید؛ بدانید که اصلاحات به دنبال برداشتن همین مرزهایی است که شما اقدام به بازتولید آن می کنید. رواج فرهنگ کاست گرایانه و بازتولید طایفه گرایی در ایام انتخابات برای حصول به منافع شخصی و طایفه ای، نخبگان را از اسب پیاده و اسب انتخابات را برای لومپن ها ونااهلان زین می کند تا چونان مغولان بر فرهنگ شهر بتازند و حاصل چند سال فرهنگ سازی نخبگان شهر و استان برای عبور از طایفه گرایی و حصول به شایسته سالاری را در یک انتخابات یک شبه به تاراج ببرند. 

به قلم یاسر خورشیدوند رییس حزب هدا (همبستگی دانش آموختگان ایران) شعبه لرستان

دیدگاه‌ها  

+2 #1 آرمین 1395-01-07 17:55
اصلا حزب در لرستان معنانداره،متاسفانه طایفه گرایی جای شایسته گرایی روگرفته
نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

بازگشت به بالا